خرید بک لینک
هلووووو باز منم رهی الانم من و شارمین داریم دنبال هیستوریه داخل اکسپلورر میگردیمممم چون رایانه{شارمین اصرار داره از کلمات پرشین استفاده شه} در دسترس ما متعلق به عهد قجر میباشد و همواره با ناسزاهای من و شارمین مواجه میگردد{خاک تو سرش} الانم من دست و پای شارمین رو بستم که بزاره من پست بزاااارم دو مین

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 20:16

بهترین مامان دنیا!!!!!بدان من همیشه و همیشه تمام لحظات زندگیم را مدیون این بوده ام که تو همیشه با صبوری و محبت فراوانت مرا حتی در مواقعی که بدترین دختر روی زمین می شدم می پذیرفتی! مدیون این بوده ام که با صبوری قبل از مدرسه رفتن به من خواندن یاد دادی و همیشه مرا با کتاب خریدن هایت و هدیه دادنشان در ب

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 20:16

درحالی که هدفون نارنجی رنگ دوست داشتنیم رو گوشمه و آهنگای جدید سلنا پخش میشن و چراغ خواب قرمز رنگم روشنه و پتویی کلفت انداختم رو پاهام و کتاب باغ مخفی دستمه دارم به این فکر میکنم که چقدر لذت بخشه برای دومین بار تو یه سال برف اومده!چقدر لذت بخشه که همه خوابن و من بیدار و دارم گوله های سفید برف رو که

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 20:16

اعتراف میکنم صبح کلاس زبان یادم رفت و دوستم بهم زنگ زد!در حالی که داشتم ومپایر دانلود میکردم و برنامه ریزی میکردم چیجوری سه تا امتحانو بشینم بخونم!والبته کلیپای تیلورو می دیدم!!!!و زبانکده بسی فان بود و خوش گذشت!موضوع درس کتاب بود،خیلی دلم میخواست بیشتر حرف بزنیم،دلم میخواست یه عالمه حرف راجبه کتابا

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 20:16

وقتی اولین بار دیدیمش با اون ریش پروفسوری و استایل راه رفت و حرف زدناش مطمئن بودیم چنان زهره چشمی گرفته که محاااااااله بتونیم رو حرفش حرف بزنیم!هیچوقت و هیچوقت هیییییچکس در طول تاریخ جرات نداشت امتحانشو بپیچونه و حتی یه روز نشد عقب بندازیم!:/ امروز وقتی اومد و زار زدیم تورو خداااااااا عیدهههههههه،خر

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 20:16

صفحه بندی